حسن سيد اشرفى

829

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

بدار يا واجب كردن انتظار ، دائر مدار اين است كه عمل كردن به مأمور به اضطرارى به مجرّد وجود اضطرار به نحو مطلق داراى مصلحت و وافى به غرض بوده يا به شرط انتظار داراى مصلحت و وافى به غرض بوده يا به شرط يأس از تمكّن و عارض شدن اختيار داراى مصلحت و وافى به غرض مىباشد . « 1 » 693 - حكم امر اضطرارى كه وافى به تمام مصلحت نبوده بلكه وافى به مقدارى از مصلحت بوده و جبران باقيمانده نيز ممكن و و واجب التدارك بوده در مقام ثبوت از نظر مجزى بودن چيست ؟ ( و ان لم يكن . . . او القضاء ) ج : مىفرمايد : اگر امر اضطرارى كه وافى به تمام مصلحت نبوده و از طرفى ممكن است تدارك كردن ما بقى در وقت « 2 » يا تداركش ممكن است مطلقا « 3 » هرچند به واسطهء قضاى آن در خارج وقت و از طرفى باقيمانده نيز واجب التدارك بوده « 4 » در اين صورت تكليف اضطرارى ، مجزى از امر اوّلى نبوده و واجب است اعاده يا قضاى مامور به

--> ( 1 ) - يعنى بايد ادلّهء تشريع تيمّم مثلا « فتيمّموا صعيدا طيّبا » يا هر دليل ديگرى كه تيمّم را تشريع كرده است را ملاحظه نمود و ديد ؛ آيا تيمّم را به نحو مطلق و بدون شرط انتظار و بدون شرط يأس از تمكن و اختيار تشريع كرده و وافى به تمام مصلحت دانسته كه در اين صورت بدار جايز است يا ادلهء تشريع به شرط انتظار ، تيمّم را وافى به تمام مصلحت دانسته كه در اين صورت بدار جايز نيست . يا ادلهء تشريع به شرط يأس از تمكن و اختيار ، تيمّم را وافى به تمام مصلحت دانسته كه در اين صورت اگر در همان اوّل وقت اين يأس باشد بدار جايز است ولى اگر در اوّل وقت اين يأس نباشد بدار جايز نيست . ( 2 ) - به عنوان اعادهء . ( 3 ) - مطلقا يعنى اعمّ از اينكه تداركش در وقت ممكن باشد كه به عنوان اعاده بوده و يا در خارج از وقت ممكن باشد تا به عنوان قضاء انجام دهد . ( 4 ) - يعنى مقدار باقيمانده به قدرى زياد بوده كه تداركش واجب است .